نقاشی تو را می کشم ولی
به جای رنگ قرمز به قلب فلزی ات ضد زنگ می زنم ! تا از آسیب اشک هایم در امان باشد!!!
===========================
دستهایم برایت شعر می نویسد اما تو هرگز نخواهی خواند
آتش عشق در چشمانم غوطه ور می زند ولی تو هرگز نخواهی دید
نه تو هرگز مرا نخواهی فهمید ![]()
و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت
===========================
می دانی كه من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم كنم راه قشنگ ارزو ها را...
مبادا گم كنم اهداف زیبا را...
مبادا جا بمانم از قطار موهبت هایت...
دلم بین امید و نامیدی میزند پرسه میكند فریاد ...میشود خسته...
مرا تنها تو نگذاری ![]()
===========================
آرزویم این است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........![]()
![]()
و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی........عاشق آنكه تو را می خواهد.......
و به لبخند تو از خویش رها می گردد.........
و ترا دوست بدارد به همان اندازه، كه دلت می خواهد
===========================
چه فایده من اگرزیباترین شعرهای عالم را بسرایم. و تو با حجب و حیایی معصومانه.
فقط بگویی: خیلی قشنگند, وقتی كه چشم های تو, قشنگ تر از شعرهای من هستند و من هیچ وقت نتوانسته ام چشم در چشم تو بدوزم و بگویم: خیلی قشنگند
===========================
من برای سالها می نویسم سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند
افسوس که قصه مادربزرگ درست بود همیشه یکی بود و یکی نبود .
![]()
![]()
![]()
![]()
===========================
آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب بروم
===========================
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
( دکتر علی شریعتی )
===========================
طبیبان بر سر بالین من آهسته میگفتند
که امشب تا سحر این عاشق دلخسته میمیرد
ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزد
چه سنگین میرود این مرده از بس آرزو دارد
===========================
همیشه با احساسم در ستیز بودم. گاه برنده میشدم و گاه بازنده! حاصل یک عمر عشق ورزیدنم یک جمله بیشتر نیست : چه عاشقش بودی چه نه... هدیه اش را هدیه نده !!!
===========================
زندگی مثل بازی شطرنج میمونه! اگه بلد نباشی همه می خوان یادت بدن.
وقتی هم که یاد گرفتی همه می خوان شکستت بدن...!
===========================
کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را میشود از حافظه آب گرفت !؟
===========================
انتهای صداقت ها می رسم در میا بم قطار خالی زندگیم توقف کرده است
صدای تپش نمی آید کوچه ها نفس نمی کشند و خیابان های طویل در خلوت ظهور دم کرده تابستان به درازای سفر خورشید می اندیشد
===========================
ترجیح می دم روی موتورسیكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اینكه تو كلیسا باشم و به موتورسیكلتم فكر كنم - مارلون براندو
===========================
پروانه ی من در تاری گیر كرده است كه عنكبوتش سیر است ، نه میتواند بپرد نه بمیرد ... ( دانته )
